تو اگر در تپش ابر خدا را دیدی، همتی کن و بگو ماهی ها، حوضشان بی آب است.
مدیر بازنشسته
تو اگر در تپش ابر خدا را دیدی، همتی کن و بگو ماهی ها، حوضشان بی آب است.
مدیر بازنشسته
در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند و در آشکار از آنانی که دوستمان دارند غافلیم، شاید این است دلیل تنهایی مان.. (زنده یاد دکتر علی شریعتی)
مدیر بازنشسته
مرگِ یه رابطه از جایی شروع میشه که موبایل ها میره روی سایلنت...
مدیر بازنشسته
با کسی نباش که از بی کسی اش مینالد...
با کسی باش که در جمعِ کسان تو را میخواهد
مدیر بازنشسته
به سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نزاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره....
مدیر بازنشسته
بهش گفتم حقيقت رو بگو تا روشن شم؛ وقتي حقيقت رو گفت کلا" خاموش شدم!!
مدیر بازنشسته
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام / خارم ولی به سایه ی گل آرامیده ام
با یاد رنگ و بوی تو ای نوبهار عشق / همچون بنفشه سر بر گریبان کشیده ام .
مدیر بازنشسته
همبازی هایمان را تا وقتی دوست داریم،
که خوب می بازند !
مدیر بازنشسته
من که به هيــــــچ دردی نميخورم...
.
.
.
اين دردها هستند که چپ و راست به من ميخورند..!!
مدیر بازنشسته
یادش بخیر با هم میرفتیم ماهیگیری.
اون ماهی های زیادی تور میکرد
به من میخندید و میگفت:
یعنی نمیتونی 1 دونه ماهی بگیری؟
لبخندی زدم و بغلش کردم و گفتم:
... من ماهیمو خیلی وقت تور کردم....