-
معاونت سایت
سکوت
توی روزای بد دلتنگی
یه امیدی تو دلم بیداره
اونم اینه که تو برمیگردی
دل امیدواره به این دیداره
دلخوشه به این که برگردی تو
دستای تو توی دستم باشه
منو رها کن از این همه حسرت
نمیتونه دلم از تو جدا شه
روی رفتنت نمون این بارو
با وجود ت تازه کن اینجارو
با یه جمله بشکن این قفل سکوت
بردار از رو شونه ام این بارو
یه نفس به خاطرت میبارم
پیشتو حس عجیبی دارم
اگه روزی تو بری تنهایی
سر رو شونه ی کی میزارم
تو بودی مرهم این دل تنها
که شدی باعث این همه دردم
منی که عاشق عطر تو بودم
چطوری میتونی رد بشی از من
چه جوری بدون لمس دستات
توی شبای سرد میبارم
به چه امیدی نفس بکشم تا
وقتی که جاریه اشکم رو گونه
با وجود ت تازه کن اینجارو
با یه جمله بشکن این قفل سکوت
بردار از رو شونه ام این بارو
یه نفس به خاطرت میبارم
پیشتو حس عجیبی دارم
اگه روزی تو بری تنهایی
سر رو شونه ی کی میزارم

ویرایش توسط !MAHSA! : 2013/08/03 در ساعت 16:56
-
2 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن