-
مدیر بازنشسته
متن آهنگ رسوای زمونه از شاهرخ
شمع و پروانه منم
مست ميخانه منم
رسواي زمانه منم
ديوانه منم
رسواي زمانه منم
ديوانه منم
چون باد صبا در به درم
با عشق و جنون همسفرم
شمع شب بي سحرم
از خود نيود خبرم
رسواي زمانه منم
ديوانه منم
رسواي زمانه منم
ديوانه منم
تو اي خداي من
شنو نواي من
زمين و آسمان تو مي لرزد
به زير پاي من
مه و ستارگان تو مي ترسند
ز ناله هاي من
رسواي زمانه منم
ديوانه منم
رسواي زمانه منم
ديوانه منم
واي از اين شيدا دل من
مست و بي پروا دل من
سرمايه ي سودا دل من
رسوا دل من
رسوا دل من
لاله ي تنها دل من
داده از صدها دل من
مجنون هر سودا دل من
رسوا دل من
رسوا دل من
خاکستر پروانه منم
خون دل پيمانه منم
چون شور ترانه تويي
چون آه شبانه منم
رسواي زمانه منم
ديوانه منم
رسواي زمانه منم
ديوانه منم
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن