بیخودی خندیدیم
که بگویم دلی خوش داریم
بیخودی حرف زدیم
که بگوییم زبان داریم
و قفس هایمان را زود زود
رنگ زدیم و ننشستیم لب رود
و به اب سنگ زدیم
ما به هر دیواری ایینه بخشیدیم
که تصور بکنیم یک نفر با ماست
ما زمان را دیدیم خسته در ثانیه ها
باز با خود گفتیم شب زیبایی هست
بیخودی پرسه زدیم صبح مان شب بشود
بیخودی حرص زدیم سهم مان کم نشود
بیخودی داد زدیم که بگوییم توانا هستیم
بیخودی پرسیدیم حال همدیگر را که بگوییم
محبت داریم
بیخودی ترسیدیم
از بیابان غم خود و تصور کردیم که شهامت داریم
ما حقیقت ها را زیر پا له کردیم و چقدر
حظ بردیم که زرنگی کردیم
روی هر حادثه ای
حرفی از پول زدیم
از شما می پرسم
ما کی را گول زدیم؟؟؟؟
نا گفته های زیادی تو دلمه.......![]()




پاسخ با نقل قول