نیکیتا سرگیویچ خروشچف
نیکیتا سرگیویچ خروشچف (به روسی: Ники́та Серге́евич Хрущёв) (۱۷ آوریل، ۱۸۹۴ - ۱۱ سپتامبر، ۱۹۷۱) رهبر شوروی بعد از استالین، و صدر حزب کمونیست شوروی از ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۴ و در عین حال از ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۴ نخست وزیر شوروی بود. او پس از رسیدن به رهبری حزب کمونیست در کنگره ی این حزب سخنرانی کرد و جنایات دوران استالین را محکوم کرد
نام کامل نیکیتا سرگیویچ خروشچف
Ники́та Серге́евич Хрущёв
زادروز ۱۷ آوریل، ۱۸۹۴
زادگاه کالبنوفکا،
تاریخ مرگ ۱۱ سپتامبر، ۱۹۷۱
محل مرگ مسکو،
دین خداناباور
بحران موشکی کوبا
پس از این که اتحاد شوروی موشک هایی را در کوبا مستقر کرد . رئیس جمهور وقت آمریکا جان کندی دستور داد راه را بر تمام کشتی هایی را که از بلوک شوروی راهی کوبا بود ببندند و گفت:هر حمله ای از جانب کوبا به هر کشور نیم کره ی غربی حمله ی مستقیم شوروی به آمریکا تلقی خواهد شد.بعد از آن خروشچف پیشنهاد سازش داد و از آمریکا خواست موشک های مستقر در ترکیه را برچیند و در عوض شوروی موشک های کوبارا برچیند.کندی این را به عنوان یک شرط نپذیرفت ولی خروشچف تسلیم شد و دستور داد موشک های کوبا را برچینند.البته کندی پس از مدتی به بهانه ی فاسد شدن دستور داد موشک های ترکیه را برچینند.
خروشچف خر است
خروشچف نخستین صدر هیئت رئیسهی اتحاد شوروی بود که از امریکا دیدن کرد. پیش از او هیچ کس دیگری در این سطح از رجال شوروی این کار را نکرده بود، زیرا کمتر کسی یارای آن را داشت که در برابر سیل پرسشها و انتقادات خبرگزاران مطبوعات و رادیو-تلویزیونهای امریکا موفق بیرون آید.
اما خروشچف این سفر را پذیرفت و با آسانی و موفقیت آن را پایان برد. لازم نیست از تمام سفر او و گفتگوهای او سخن بگوئیم، یک مورد آن کافی است: هنگامی که خروشچف برنامهی سفر خود را اعلام کرد، خبرنگاران و روزنامهنویسان امریکائی چاقوها را برای کندن پوست آن «خرس سفید» آماده میکردند. خروشچف رفت و در نخستین برخورد با خبرنگاران اتفاقی افتاد که بسیار معروف شد.
با زمینهای که گفتیم، خروشچف درهمان آغاز در محاصرهی خبرنگاران قرار گرفت و اولین پرسش و پاسخ میان او و یک روزنامه نگار چنین بود:
روزنامهنگار: ممکن است که بگوئید چرا بریا را کشتید؟
خروشچف: بله!
روزنامهنگار: خوب، علت چه بود؟
خروشچف: او مهمترین اسرار اتحاد شوروی را فاش کرده بود.
روزنامهنگار: مثلا چه چیزی را؟
خروشچف: هرجا رفته بود، گفته بود خروشچف خر است.
خندهی جمعی حضّار.
اما بعد این که امریکائیها متوجه شدند با چه آدم رندی سر و کار دارند. سفر خروشچف برای امریکائیها هیچ ارزش اطلاعاتی نداشت. خروشچف برای گرفتن رفته بود و نه دادن.
این رئیس یک دولت انقلابی بود و چنین کرد و خود به امریکائیها با زبانی روشن ولی زیبا گفت که نه من خرم و نه شما زیرک.
پس از آن بارها روسای دولتهای انقلابی دیگری به امریکا رفتند که راجع به هر یک داستانی ساخته شد. از جمله در بارهی یکی از رئیس جمهورهای الجزایر و مخصوصا با دیدن رفتار ا،و این را ساختند که یک بار پس از پایان اجلاس سران کشورهای دنیا در سازمان ملل متحد، رئیس جمهور امریکا بیرون آمد و سوار اتومبیلش شد و به راننده گفت: چراغ راهنما را بزن به راست و بپیچ به راست، صدر هیئت رئیسهی شوروی سوار اتومبیلش شد و به راننده گفت: چراغ راهنما بزن به چپ و بپیچ به چپ، اما رئیس جمهور الجزایر به رانندهاش گفت: چراغ را بزن به چپ و بپیچ به راست.




پاسخ با نقل قول
