جديدترين كتاب يوسف عليخاني با نام «عروس بيد» منتشر شد.
كتاب عروس بيد مثل ديگر كتاب‌هاي عليخاني مجموعه داستان‌هايي است با حال و هواي ميلك، مردمان خونگرم روستا و همراه با لهجه آنها.

كتاب عروس بيد 10 داستان دارد.
پناه بر خدا، آقاي غار، هراسانه، پنجه، رتيل، جان قربان، عروس بيد، مرده گير، بيل سر آقا و پير بي بي عنوان داستان‌هاي كتاب هستند.
در قسمتي از داستان هراسانه مي‌خوانيم:
«مثال قديم نبود كه اين نرفته، آن بيايد. يكي سهم درويش بريزد توي خورجين درويش مزدعلي. يكي نذر بدهد. نسترن خانمي باشد منتشر بماند درويش بگويد آخر و عاقبتش چي مي‌شود. همين چندنفر بودند. مشدي چمندخانم بود كه تك پا آمد و سر كتاب باز كرد براي دخترش كه شهر رفته بود و پيش برادرهايش درس مي‌خواند. مشدي عاتقه و مشدي آفاق هم كه قند و نمك آورده بودند براي افسون كردن. آبزرگ هم كه تا آخر فقط نگاه كرد به دست‌ها و دهان درويش؛ همان.
ننه سليمان، تشتك بغل كرد و آورد كه" خسته‌اي انقلي جان! شو ره كه نگرفتن. جماعت هر كي بماندستي، بعد از شام بيايه دوباره. خستگي در كن. راه با پا سر ناسازگاري بداره"»