هنگامیکه کوروش کبیر عازم آخرین لشکرکشی خود بر ضد پاساژتها (ماساگت‌ها) بود، تربیت درباری داریوش نیز تقریبا پایان یافته بود و دیگر چیزی نمانده بود وارد خدمت دولتی شود، در آن هنگام داریوش پا بسن بیست سالگی می‌گذاشت و مانند سایر نجیب‌زادگان می‌بایست وارد در خدمت لشکری و سیاسی شود. بدین ترتیب داریوش مشاغل لشکری و سیاسی خود را با تاجگذاری کمبوجیه آغاز کرد. اینک دیگر داریوش در ردیف مردان بشمار است و از لحاظ ساختمان جسمی ‌و روحی بهترین نمونه و نماینده آزاده سوار ایرانی است. برتری داریوش در هنگام تعلیم و تربیت از همگنان خود و هم‌چنین اصل و نسب بلند او امکان پیشرفت‌های زیاد، در دولت کمبوجیه بوی داد. وقتی کمبوجیه بمصر می‌رفت داریوش نزه‌دار شاه یعنی ((آجودان مخصوص)) پادشاه بود در مصر داریوش تازگی‌ها را بدقت تمام می‌دید و بخاطر می‌سپرد. چه پیش از پادشاه، خود روشن بین و مو‌شکاف بود.
اندیشه و توجه داریوش نسبت بسرنوشت دولت کوروش کبیر روزبروز بیشتر می‌شد آنچه داریوش در مصر می‌اندیشید نمی‌توانست در تطور و تکامل و پیشرفت امور دولت کمبوجیه مؤثر باشد زیرا جوانی و مقام داریوش باو اجازه نمی‌داد که در شخص پادشاه یعنی کمبوجیه زیاد مؤثر و متنفذ باشد.
از طرفی کمبوجیه بحرف بزرگان و مشاورین زیاد توجهی نداشت. داریوش سرنوشت دولت هخامنشی را می‌دید که یکجا می‌انجامد، اما نمی‌توانست در آن تغیری بدهد. هنگام مراجعت کمبوجیه از مصر، داریوش نیز بجانب ایران رهسپار گردید و در مرگ کمبوجیه حضور داشت. پس از مرگ کمبوجیه در میان آزاده سواران و سپاه ایران پراکندگی و بی‌نظمی ‌بوجود آمد. داریوش توانست بزودی نابسامانی را سر و سامانی دهد