قوانین همیشه ثابت

عاشقم، عاشق بوي تند ماهی دودي، عاشق طعم لذیذ کباب بریان، عاشق رایحه گل هاي چیده

شده از باغچه ي حیاطم، عاشق عطر میوه ي انگور و مشتقاتش، عاشق شکل ناپذیري دود

توتون سیگارم. ناگهان به خود آمدم که عاشق چه هستی؟ کشتن جانداران! از آن روز دیگر نه

ماهی خوردم، نه بره ي بریان، نه گلی چیدم نه میوه اي و نه برگی! اما خودم را با این کار
کشتم.