و توای همسفر-

امشب مرا در سینه پنهان کن-

مرا در گرمی لبها پریشان کن-

که خود گفتی-

تمام شعر های دفترم بن بست تکراریست-

و تنها خاطراتی از شب دلتنگی و غربت-

بروی برگ برگ دفتر عمرم نمایان است-