خلاصه:
باتوجه به اين مطلب که يک مکتب و ايدئولوژي اگر براي رابطه‌گيري با مردم پرش نکند و اوج نگيرد در برابر موج تهاجم فرهنگهاي مسلط سرانجام فراموش و نابود خواهد شد و حتي در همان خاستگاه خويش خواهد مرد، و با توجه به اين‌که پيامبر اسلام در ادامه و تکميل راه پيامبران الهي تمامي شيوه‌هاي تبليغ را براي هدايت بشريت به احسن وجه اعمال مي‌فرمود و با توجه به استفاده و درواقع سوء استفاده‌هايي که از تبليغات در عرصه‌هاي سياسي و بين‌المللي از کارکردهاي مختلف تبليغاتي مي‌شود به‌طوري‌که تبليغات به عنوان آسان‌ترين و رايج‌ترين حربه در دست نظام حاکم تلقي شده، تبيين مفهوم صحيح تبليغ، درک ضرورت آن والگوگيري از شيوه‌ي تبليغي پيامبر مکرم اسلام مي‌تواند گامي مؤثر در راه معرفي و عرضه‌ي آيين رهايي‌بخش باشد. به ويژه اهتمام پيامبر اسلام(ص) براي هدايت و ارشاد جامعه بشري آن‌چنان است که ما در هيچ زاويه‌اي از زندگاني حضرت، ايشان را فارغ از تبليغ نمي‌بينيم. شايد مسأله‌ي تبليغ در ابتدا به نظر افراد کوچک جلوه کند اما هرچه ژرفاي انديشه‌ي انسان زيادتر شود، عظمت کار برايش مشخص‌تر و هدفها براي او بلندتر جلوه مي‌نمايد . موسي(ع) براي انجام مأموريت تبليغ از خداوند طلب مي‌نمايد که:"رب اشرح لي صدري و يسرلي امري و احلل عقدة من لساني يفقهوا قولي" در صورتي‌که خداوند اين نعمت را خود به خاتم پيامبرانش عطا مي‌فرمايد:"الم نشرح لک صدرک،..." و در ادامه مي‌فرمايد:" ان مع العسر يسراً، فان مع العسر يسراً" سختي، عظمت و اهميت کار تبليغ چنان است که پيامبر(ص) در اين‌جا لبخند زده و مي‌فرمايد: پس با هر سختي دو آساني است.آري:"ما انزلنا عليک القرآن لتشقي الا تذکرة لمن يخشي" (طه آيه 3-1)اي هادي خلق، اي رسول، قرآن را از براي آن بر تو نازل نکرديم که خويشتن را به رنج درافکني. فرض از نزول قرآن آن است که مردم خداترس را متذکر و بيدار سازي. اميد است که مبلغان ما با درک اهميت تبليغ صحيح دين، فطرت سعادت‌خواه بشر را بيدار نموده، ارزش‌هاي ديني را در سرتاسر عالم گسترش دهند.