نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: در سوگ ماه بانو...

  1. #1
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض در سوگ ماه بانو...

    در سوگ ماه بانو...

    چهل روز است که دیوار های خانه از غم، قد خم کرده اند... چهل شب است که بالش خیس دلتنگی، شاهد اشک های ماست...
    چهل روز است،به این باور رسیده ایم که برای دیدنت زنگ خانه ات را نزنیم بلکه شاخه گلی کنار مزارت بگذاریم و اشک بریزیم...
    چهل روز است همه باورشان شده که حجم وسیع محبتت را باید در تنگنای قبرت بجویند...
    این روز ها لباس سیامان می شنوند تپش قلب هایی را که دیگر نخواهند شنید لحن قشنگت را...
    این روز ها روسری سفید رنگت کنار جانماز افتاده و خوب می داند که دیگر سرود های آسمانی را نخواهد شنید...
    دلتنگم برای پژواک گام های شمرده و آرامت ای که از میان ما رفته ای ...چهل شب پیش...

    با من بگو ای پاک بانوی سرزمین های مه گرفته...
    زیر کدامین درخت، در پایان کدام روز ابری ،روی کدام صخره، درپس کدامین کوچه،به انتظار ما نشته ای؟؟
    با من بگو ای زیباترین احساس مادری...
    امشب من برایت لالایی بخوانم یا تو برایم شعر می سرایی؟؟
    برای من از ترانه های باران بگو...
    از صوت دلاویز چکاوک های شاد...
    از سخاوت آسمان...از انتظار زمین...
    از زمزمه هایت با خدا...از دلتنگی هایت...
    مادر بزرگم!امشب خوابم نمی برد... برای نغمه ات کمی بیشتر قصه بگو... (نغمه کبودان)

  2. 2 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •