نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: عشقولانه

  1. #1
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/07/26
    محل سکونت
    zire chatre khoda
    نوشته ها
    57
    سپاس ها
    179
    سپاس شده 203 در 62 پست

    پیش فرض عشقولانه

    جايي خواندم ما آدمها زنده ايم


    به سبب آنكه كسي دوستمان داشته باشد
    سوالي پيش آمد...!!!
    من براي چه زنده ام..؟!
    بعد از تو
    جواب تمام
    " دوستت دارم" ها مرسي شد.


    ما که نفهميديم دنيا دستِ کيه.....
    ولي‌ دستِ هر کي‌ هست ....
    خــُـب لامصــــــّــــب


    دست به دست بچرخون که به دستِ همه برسه

    خواستي ديگر با من نبـاشي

    ...
    افــــــــرين چه با اراده!!!
    لـعنت به دبستاني که تواز درسهايش

    فقـط تصميم کبــــــــــــري اموختي






    بي حس شده ام از درد !
    از بغــض !
    فقط گاهـي ،
    خـط ِ اشکي ...
    ميسـوزانـد صـورتـم را

    روزهاي بي تو بودن پــــــــــــــــــــــــ ــــر...
    فکر بي تو بودن پــــــــــــــــــــــــ ـر...
    دوست داشتن کسي جز تو پـــــــــــــــــــــر...
    عشق کسي جز تو ،توي سرم پـــــــــــــــــر

    گاهی وقتا توی رابطه ها

    نیازی نیست طرفت بهت بگه :

    " برو " !!!!!!

    همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره

    همین که نپرسه چطور روزها را به شب میرسونی

    همین که کار و زندگی رو بهانه میکنه

    همین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشه

    همین که حضور دیگران توی زندگیش پر رنگ تر از بودن تو باشه



    هزار بار سنگین تر از کلمه ی برو برات معنا پیدا میکنه

    پس برو .....................!!!!

  2. 5 کاربر از پست مفید LiLiyom1990 سپاس کرده اند .


  3. #2
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2013/02/03
    نوشته ها
    66
    سپاس ها
    750
    سپاس شده 176 در 63 پست

    پیش فرض

    سلامی به گرمی نور خورشید ؟


    به غرش طوفان به نرمی شن به بلندی درخت به لطافت گل همیشه بهار و به پاکی شقایقهای دشت زندگی


    خوبم


    زندگی یک پل است . یک پل بین تولد و ابدیت... در برابر دیار
    ناشناخته قبل از تولد و دنیای نا مفهوم و تاریک مرگ هم هستی . زندگی قابل
    لمس ما آدمهاست.


    تنها یک لحظه است برای یک لحظه روی پل زندگی قرار می گیریم.
    بازی میکنیم. شیطنت میکنیم. شکست میخوریم. پیروز می شویم و سر انجام پیر و
    خمیده با کوله باری از آرزوهای فرو کوفته ازپل می گذریم و در ابدیت محو می
    شویم... از پشت سرمان از دیار قبل از تولد هیچ نمی دانیم در آنسوی پل هم
    همه چیز در ابر و مه پیچیده شده * تنها چیزی که می بینیم همین پل است
    افسوس که هرگز زمان به ما اجازه نمی دهد دوباره پل را طی کنیم . ( هرگز) تقدیم به تمامه سناتوری ها

  4. 3 کاربر از پست مفید كدوتنبل سپاس کرده اند .


  5. #3
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    سوختم،باران بزن شاید تو خاموشم کنی .شاید امشب سوزش این زخمها را کم کنی،وای بر من،من سرا پای وجودم اتش است پس بزن باران،بزن شاید تو خاموشم کنی.

  6. کاربر روبرو از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده است .


  7. #4
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    چقدر باید بگذرد...تا من در مرور خاطراتم ، وقتی از کنار تو رد میشوم،تنم نلرزد......بغضم نگیرد
    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  8. 3 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  9. #5
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2013/04/18
    سن
    31
    نوشته ها
    10
    سپاس ها
    96
    سپاس شده 26 در 11 پست

    پیش فرض

    قشنگ ترین نگاهم را برایت کنار گذاشتم تا بدانی با تمام وجود دوستت دارم.. باور کن خیلی حرف وفادار دستهایی باشی که یکبار هم لمسشان نکردی.. سخت است فراموش کردن کسی که با او همه چیز و همه کس را فراموش میکردم..

  10. 2 کاربر از پست مفید *!*HolO*! سپاس کرده اند .


  11. #6
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    نمیدانم چرا چشم هایم گاهی بی اختیار خیس میشود ، میگویند حساسیت فصلی است ! آری من به فصل فصل دنیای بی تو حساسم.........
    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  12. کاربر روبرو از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده است .


  13. #7
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    این بار که آمدی ، دستت را روی قلبم بگذار تا بفهمی این دل با دیدن تو ، نمی تپد، از شوق میلرزد.....
    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  14. کاربر روبرو از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده است .


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •