نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: حرف های دل شکسته ی من....

  1. #1
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2010/12/28
    محل سکونت
    شهر گنبدهای مینا
    نوشته ها
    81
    سپاس ها
    56
    سپاس شده 134 در 60 پست

    پیش فرض حرف های دل شکسته ی من....

    گاهی وقتا دلم میخواد همه ی روزهای بد یه خواب بد باشه و کسی بیاد بگه پاشو داشتی خواب بد میدیدی
    کاش یه لا لا یی بود شاید ارومم میکرد


    سرتو بزار رو شونمو
    اروم بخواب گل بهار
    من پیشتم تا خود صبح
    چشماتو رو هم بزار
    اونقده بیدار میومنم
    تا وقتیخوابت ببره
    وقتی میخوابی رویا هم
    ناز نگات میخره
    کابوس زندون میکنم
    خواب بد میسوزونم
    مثل یه گنجیشک کوچیک
    اروم بخواب مهربونم
    دست تو دستای منه
    عزیز خوبه نازنین
    چشماتو روهم بزار
    رو شاپر ابرا بشین
    تا صبح برات شعر غزل
    لالای عشق می خونم
    چشماتو رو هم بزار
    من اینجا بیدار میمونم
    حافط خوابه تو میشیم
    منو خدای خوب دل
    چشماتو فردا میبینم
    خوب بخوابی
    شبت بخیر


  2. کاربر روبرو از پست مفید soniya سپاس کرده است .


  3. #2
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2010/12/28
    محل سکونت
    شهر گنبدهای مینا
    نوشته ها
    81
    سپاس ها
    56
    سپاس شده 134 در 60 پست

    پیش فرض

    یه روز خوب یه روز بد چه گیری کرده این دل میون این زدو بند
    ه روز بارون
    یه روز
    افتاب

    یه روز اروم
    یه روز
    بی تاب

    یه روز با من
    یه روز
    بی من

    یه روز هم دل
    یه روز
    دشمن

    یه روز غمگین
    یه روز
    بی غم

    یه روز با هم
    یه روز
    بی هم

    یه روز تا سقف یک اواز
    یه روز پایان بی اغاز

    یه روز
    ابی ترین دریا
    یه روز تاریک، مثل فردا

    یه روز
    بغل بغل اغوش
    یه روز ستاره ای خاموش

    یه روز خندون
    یه روز
    گریون

    یه روز همسایه با رویا
    یه روز
    سر در گم و تنها

    یه روز امنیتی در من
    یه روز بزرگترین
    راهزن



  4. کاربر روبرو از پست مفید soniya سپاس کرده است .


  5. #3
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2010/12/28
    محل سکونت
    شهر گنبدهای مینا
    نوشته ها
    81
    سپاس ها
    56
    سپاس شده 134 در 60 پست

    پیش فرض

    همیشه یکی هست که درد دلتو بهش بگی.
    ولی وای از روزی که همون یکی بشه درد دلت

  6. کاربر روبرو از پست مفید soniya سپاس کرده است .


  7. #4
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    امروز را با چوپان خیالم همپا خواهم بود تا در گله بانی اش من را داشته باشد تا که نگذارم بره ای جان سپارد گرگ یا در گله اش غافل گیر گوسفندی را بدرد و اما غافل از اینکه در دنیای من گرگها هم افسردگی مفرت گرفته اند دیگر گوسفندی را نمیدرند به نای چوپان دل میسپارند و گریه میکننند.
    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •