مشاهده RSS Feed

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…

عشق در پی حس غریب نجابت...

به این مطلب امتیاز بدهید
نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها

عشق در پی حس غریب نجابت


کویر دل ها در انتظار جرعه ای صداقت

زمین تشنه لمس نگاه باران

و خورشید از برای طلوع بی رمق و پریشان

شرافت خسته از ریا و تزویر

وفکر به دنبال فرار از این لحظه های دلگیر

نفس تا مرز جنون پیش می رود

قلب در ظلمات شب رنگ می بازد

کودک نوپای اندیشه در پی جست وجوی تازه ها گم می شود

و آدمک در هوای مه گرفته روزگار به دنبال حقیقت می گردد




برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات