مطالب بدون دسته بندی
نوشته اصلی توسط *Croon* با تو نیستم تو نخوان.. با خودم زمزمه میکنم ... من خوبم ... من آرامم...... من قول داده ام... فقط کمی تو را کم آورده ام یادت هست؟ میگفتم در سرودن تو ناتوانم؟ واژه کم می اورم برای گفتن دوستت دارمها؟ حالا تـــمــــــــام واژه ...
نوشته اصلی توسط *Croon* دیروز میگفتم : مشقهایم را خط بزن … مرا مزن روی تخته خط بکش … گوشم را مکش مهر را در دلم جاری بکن … جریمه مکن هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر اما کنون .. مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان
نوشته اصلی توسط *Croon* اما شبها.. وای از شبها هوای آغوشت دیوانه ام میکند موهایم بد جوری بهانه دستانت را میگیرند تک تک نجواهای شبانه ات لا به لای موهایم مانده اند کاش لا اقل میشد فقط شب بخیر شبها را بگویی تا بخوابم لالایی ها پیشکش من خوبم ....من آرامم......من قول داده ...
نوشته اصلی توسط *Croon* من و تو توی این دنیا یه درد مشترک داریم دوتامون خستۀ دردیم رو قلبامون ترک داریم من و تو کوه دردیم و یه گوشه زخمی افتادیم داریم جون میکنیم انگار ، رو زخمامون نمک داریم تموم زندگیمون سوخت ، تموم لحظامون مرد هوای عاشقیمون و هوای بی کسیمون مرد ...
نوشته اصلی توسط *Croon* از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ميخواهم سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه گم نشوم تو مرا به ديار محبتها بردي و من صادقانه دوستت دارم.. پس بيا و در اين راه تلاش ...