مشاهده RSS Feed

دسته بندی نشده

مطالب بدون دسته بندی

  1. راز شب

    گفتمش ای روی تو صبح امید


    در دل شب بوسه ما را که دید؟


    قصه پردازی در این صحرا نبود


    چشم غمازی به سوی ما نبود


    غنچهٔ خاموش او چون گل شکفت


    بر من از حیرت نگاهی کرد و گفت


    با خبر از راز ما گردید شب


    بوسه ای دادیم و آن ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  2. بازباران

    باز می‌آید صدای چک چک غم
    باز ماتم




    من به پشت شیشه تنهایی افتاده
    نمی‌دانم، نمی‌فهمم
    کجای قطره‌های بی کسی زیباست؟




    نمی‌فهمم، چرا مردم نمی‌فهمند
    که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می‌لرزد
    کجای ذلتش زیباست؟
    نمی‌فهمم ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  3. فرهاد و شیرین

    فرهاد و شیرین
    در بیان گرفتاری فرهاد به کمند عشق شیرین
    چو دید آن نوش لب شوخ پریزاد
    که فرهاد است در آن صنعت استاد
    صلاح آن دید چشم شیر گیرش
    که با تیر نگه سازد اسیرش
    به مشکین طره سازد پای بستش
    دهد کاری که می‌شاید به دستش
    غرورش مصلحت را آنچنان دید
    که باید ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  4. سوگند

    سوگند


    لاله رویی بر گل سرخی نگاشت


    کز سیه چشمان نگیرم دلبری


    از لب من کس نیابد بوسه ای


    وز کف من کس ننوشد ساغری


    تانیفتد پایش اندر بند ها


    یاد کرد آن تازه گل سوگند ها


    ناگهان باد صبا دامن کشان


    سوی سرو ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  5. ملولم

    مغنی نوای طرب ساز کن


    به قول وغزل قصه آغاز کن


    که بار غمم بر زمین دوخت پای


    به ضرب اصولم برآور ز جای


    مغنی نوایی به گلبانگ رود


    بگوی و بزن خسروانی سرود


    روان بزرگان ز خود شاد کن


    ز پرویز و از باربد یاد کن

    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده