مشاهده RSS Feed

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…

چـشمانمـــ را بــعـــد ازرفـــتنــت ــ کـــور کــــــردمــ ...

به این مطلب امتیاز بدهید
چـشمانمـــ را بــعـــد ازرفـــتنــتـــ کـــور کــــــردمـــ ...







از فراقت در سیاهی کور شد چشمان من بی زبانم من! زبانِ مادری را پس دهید

گریه کردم تا سحر در شعرهای رودکی

سرزمینم را سمرقند و بخارا پس دهید

بوی جوی مولیانِ من رگِ خونِ منست

خالِ زیبا را به خال روی زیبا پس دهید

تنُگ ها را اعتباری نیست دیگر خوبِ من

ماهیانِ تشنه را لطفا به دریا پس دهید

زندگی از آب خالی شد خیابان از درخت

عاصی ام این باد عاصی را به صحرا پس دهید

هیچ مجنونی نمی بینم دراین شهر شما !

ای رفیقان عشق مجنون را به لیلا پس دهید

رستم عجمی



برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات