صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 74

موضوع: یه گونی اس ام اس عاشقانه ...!!!

  1. #11
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    شعر که میخوانم، چشمانت را نبند، تو که میدانی، حافظه ی خوبی ندارم!

    در سایه دلشکستگی پیر شدم / غم خوردمو با غمت نمک گیر شدم / تا آمدم آشنای قلبت باشم / گفتی من از غریبه ها سیر شدم

    دیگر نه دلم شوغ تماشا دارد / نه پنجره ای به سمت فردا دارد / تنهایی دیگری برو پیدا کن / این غار برای یک نفر جا دارد

    هر جا دلت شکست، قبل رفتن خودت جاروش کن! تا هر ناکسی منت دستای زخمیشو رو سرت نذاره

    آنگاه که خنده بر لبت میمیرد / چون جمعه ی پاییز دلم می گیرید / دیروز به چشمان تو گفتم برو / امروز دلم بهانه ات میگیرد

    معنای شکست میشوی بعد از من / سروی که نشست میشوی بعد از من / من زنده به گور میشوم بعد از تو / تو مرده پرست میشوی بعد از من


    چه زیباست نوشتن، وقتی میدانی او میخواندچه زیباست سرودن، وقتی میدانی او میشنودچه زیباست دیوانگی، به خاطر او، وقتی میدانی او میبیند

  2. #12
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    تو نبودی دل به دل راهی نداشت / از خیال عشق آگاهی نداشت / تو نباشی تا قیامت بی کسم / در تمام زندگی دلواپسم

    چقدر تلخ شده ای، این روزها قندهایت را در دل چه کسی آب میکنی؟

    آنقدر باورت دارم که وقتی میگویی باران، خیس میشوم!

    امید به فردا را از کرم ابریشم بیاموزیم که تمام عمر قفس میبافد، ولی به امید پریدن است

    هر گاه قادر به شمردن قطرات باران شدی، آنگاه خواهی دانست چقدر دوستت دارم

    گرچه با درد فراق تو کنار آمد دلم، یک لحظه بی یاد عشق و خاطراتت نیستم

    مرا در افق چشمانت جای بده، نگذار در حسرت دوریت به فراموشی سپرده شوم

    ماهیگیر دلش سوخت، این بار ماهی قلاب را رها نمیکرد، چقدر تنهاست...!!!

    نگاه انتظارم بی تو ابریست / خیال بیفرارم بی تو ابریست / قسم به حرمت آیینه و گل / هوای روزگارم بی تو ابریست


    دیر گاهیست که تنها شده ام، قصه ی غربت صحرا شده ام / وسعت درد فقط سهم من است، باز هم قسمت غم ها شده ام / دگر آیینه ز من بی خبر است که اسیر شب یلدا شده ام / من که بی تاب شقایق بودم، همدم سردی یخ ها شده ام / کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام!

  3. #13
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    زندگی قانون باورها و لیاقت هاست، همیشه باور داشته باش لایق بهترین هایی

    بی تو چمدانی ست دلم که تنهاییم را در آن تا میزنم و قفلی از دلتنگی بر آن میگذارم، که رمزش حروف اسم توست

    امشب به تو به صدا گوش میکنم / من هر هست جز تو فراموش میکنم / من در سیاهی و ظلمت رسیده ام به حادثه / شمعی که روشن است خاموش میکنم

    گفتم گر عاشق شوم، گاهی غمی خواهم کشید / من چه دانستم که بار عالمی خواهم کشید

    ای کاش که دست کم سرایم باشی / یا شاخه گلی لای کتابم باشی / در این همه تاریکی مطلق با تو / خورشید که نه چراغ خوابم باشی


    تو نبودی دل به دل راهی نداشت / از خیال عشق آگاهی نداشت / تو نباشی تا قیامت بی کسم / در تمام زندگی دلواپسم

  4. #14
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    امشب به تو به صدا گوش میدهم / هرچه هست جز تو فراموش میکنم / در سیاهی و ظلمت رسیده ام به حادثه / شمعی که روشن است خاموش میکنم

    قویی که شنا میکرد در برکه ی چشمانت / موجی که رها میشد در بستر چشمانت / قلبی که نفس میزد در دام گریبانت / من بودم و خواهم بود همواره پریشانت

    غربت دیرینه ام را با تو قسمت میکنم / تا ابد با درد و رنج خویش خلوت میکنم / رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد / من در این ویرانه ها احساس غربت میکنم

    تصور کن بهاری را که از دست تو خواهد رفت / خم گیسوی یاری را که از دست تو خواهد رفت / شبی در پیچ زلف موج در موجت تماشا کن / نسیم بیقراری را که از دست تو خواهد رفت

    بگو با من چه دردی داری ای دل / که هر شب تا سحر بیداری ای دل / گلت را شاید از غم ها سرشتند / که از خود هم تو در آزاری ای دل

    میان قلب من عشق تو پیداست / لبانت مثل گل خوشرنگ و زییاست / مشو غمگین اگر از هم جداییم / که بی رحمی همیشه کار دنیاست

    کابوس نبودی که رهایت کنم / از خاطره عشق جدایت کنم / آنقدر عزیزی که دلم میخواهد / هر چیز که داری فدایت کنم

    وقتی گفتی دوستت دارم گریه امونمو برید / اشکام به روی گونه هام غلتید مثل مروارید / تب کردم من به خاطرت خواستم جونم بشه فدات / اما نذاشتی نازنین، گفتی فدای غصه هات / وقتی گفتی دوستت دارم لکنت گرفت زبونت /اشکای من رو که دیدی گریه برید امونتو / وقتی گفتی دوستت دارم دنیا چرخید دور سرم / یه دنیا عاشقت شدم گفتی بمون دور و برم / وقتی گفتی دوستت دارم حبس شد نفس تو سینه ام / گفتی نگاه کن عشقمو تموم هستیم همینه.

  5. #15
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    دل من پشت سرت کاسه آبی شدو ریخت، کی شود پیش قدمهای تو اسفند شوم

    عجب دوره زمونه ای شده که به خاطر حفظ رفاقتت باید خیلی از حرفارو تو دلت نگه داری تا حداقل کسی رو داشته باشی که بهش بگی رفیق، مگه نه رفیق؟!!!

    این ساحل خسته را تو پیدا کردی / این موج نشسته را تو برپا کردی / من خاموش و خسته خفته بودم ای عشق / مرداب دل مرا تو دریا کردی

    باید ببینمت! چرا که روی نوار قلبی ام پیوسته نام تو بود و پزشک نیز بر آخرین نسخه ام تو را تجویز کرده است

    قسمت این بود که من با تو معاصر باشم / تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم / تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی / من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم

    در سایه دلشکستگی پیر شدم / غم خوردم و با غمت نمک گیر شدم / تا آمدم آشنای قلبت باشم / گفتی که من از غریبه ها سیر شدم

    بعضی ها به ظاهر وقتی اول وارد لیست دوستانت که میشوند چیزی با خود نمیآورند، ولی وقتی میروند، همه چیز آدم را با خودشان میبرند

    سکوت و خلوت بغض شبانه / چه دلگیر است بی تو حجم خانه / تو رفتی و دلی دارم که هر دم / برای گریه می گیرد بهانه

    دیگر نه دلم شوق تماشا دارد / نه پنجره ای به سمت فردا دارد / تنهایی دیگری برو پیدا کن / این غار برای یک نفر جا دارد

  6. #16
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    وقتی که با تو هستم پرواز میکنم من / دل پر زند به سویت وقتی که دورم از تو / از آسمان جانم با تو فقط پریدم / بال و پرم تو هستی، جز تو کسی ندیدم

    باید از عشق بسازم غزلی قابل تو / غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو / دلی از جنس بهار است که تقدیم تو باد / سبز باشی و دلت خانه ی پاییز میاد

    همین مسیر را مستقیم بروی میرسی به دو راهی، یک راه به من ختم میشود، آن دیگری به ختم من

    او شاخه گل لای کتاب اما من؟ / از ماه پلی به آفتاب اما من؟ / او سیر تکامل قشنگی دارد / اینگونه: نقاب، قاب آب اما من

    دل را چو به عشق تو سپردم چه کنم؟ / دل دادم و اندوه تو بردم چه کنم؟ / من زنده به عشق توام ای دوست اما / از آرزوی روی تو مردم چه کنم؟

    از چهره ی افروخته شمعی داری / پیداست بنای قلع و قمعی داری / با هر کس و ناکس نشستی جز من / زیبایی منحصر به جمعی داری

    نفس نمیکشد هوا، قدم نمیزند زمین / سکوت نمیکند غزل، بدون تو یعنی همین

    نمیخواهم نبودنت از شمارش انگشتانم بیشتر شود، اما این روزها کاری از دستانم برنمیآید

  7. #17
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    کاش دهخدا میدانست، دلتنگی... اشک.... فاصله.... بی وفایی، تعریفش فقط دو حرف است " تو "

    همدیگرو دور میزنیم تا زودتر به مقصد برسیم غافل از اینکه زمین گرد است و باز هم به هم خواهیم رسید

    تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد، یکبار قسمت کردم چندین برابر شد

    هر چند نمیدانم خواب هایت را با که شریک میشوی، اما هنوز شریک تمام بیخوابی های من تویی

    همه ی تفاوت ما این است: تو به خاطر نمیآوری، من از خاطر نمیبرم

    همیشه سکوتم به معنای پیروزی تو نیست، گاهی سکوت میکنم تا بفهمی چه بی صدا باختی


    امشب بازهم پستچی پیر محله ی ما نیامد، یا باید خانه مان را عوض کنیم یا پستچی را! تو که هر روز برایم نامه مینویسی، مگه نه...؟

  8. #18
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    گر محبت ثمرش سوختن و ساختن است / یا به دنبال محبت سر خود باختن است / من به میدان رفاقت گذرم از سر خویش / تا بدانی که این حاصل دوست داشتن است

    کابوس نبودی که رهایت کنم / از خاطره عشق جدایت کنم / آنقدر عزیزی که دلم میخواهد / هر چیز که دارم فدایت کنم

    دور شدم از تو دلم شور زد / ساز دلم نغمه ی ناجور زد / آه از آن چشم که با یک نظر / بال و پرم را گره کور زد

    ای کاش نگاه خسته را خوابی بود / یا در شب بی ستاره مهتابی بود / ما مثل دو کاج دور از هم هستیم / ای کاش که بین من و تو تایی بود

    او باشد و مهتاب فراوانی هم / من باشم و اشک های پنهانی هم / حتما شب عاشقانه ای خواهد شد / مخصوصا اگر نم نم بارانی هم

    نالم از دست تو ای ناله که تاثیری نکردی / گرچه او کرد دل از سنگ، تو تقصیر نکردی / شرمسار توام ای دیده، از این گریه ی خونین / که شدی کور و تماشای رخش سیر نکردی

    بوی نفسهای لبت جان و دلم وا میکند / اما نمیدانم چرا امروز و فردا میکند / با بودنت کنار من، غم های عالم میرود / فکر تو در این قلب من هر لحظه غوغا میکند


    میمیرم اگر دلت پر از غم شود / یا چشم تو میزبان شبنم شود / پاییز و بهار را به هم میدوزم / یک نخ اگر از پیراهنت کم شود

  9. #19
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    گفتند " دوست " چند بخشه؟ گفت: کارش از روستا و بخش و شهر و کشور گذشته " یه دنیاست "

    خدا کند تبسم لبی به آه نشکند / بلور بغض سینه ای به شامگاه نشکند / کبوتری که پر زند به شوق آشیانه ای / خدا کند که بال او، درمیان راه نشکند

    تور در من آن تب گرمی که آبم میکند کم کم، نگاهت نیز چون مستی خرابم میکند کم کم، منم آن کهنه دیوار به جا از قلعه های سنگ / که باد و آفتاد آخر خرابم میکند کم کم

    حس بودنت در دورست ها به من شوق زندگی میبخشد، اما دوریت اینجا، همینجا آزارم میدهد، تو کجای زندگی من هستی که با تلنگری آرام و با چشمکی آشوبم میکنی؟

    میروم شاید فراموشت کنم / با فراموشی هم آغوشت کنم / میروم از رفتنم دل شاد باش / از عذاب دیدنم آزاد باش

    چندیست از یاران قدیمی خبری نیست / از آن همه خوبی و محبت اثری نیست / چشمم به در و گوش و دلم تنگ / در کوچه ی تنهایی من رهگذری نیست

    یک گوشه نشستم پر از نگرانیم / هنوزم از زمانه سخت دلگیرم / تو رفته ای و من اندر هجوم خاطره ها / چو قاب عکس قدیمی اسیر تصورم


    نیلوفر تنها گلیه که برای زنده موندن باید دور یه گل بپیچه، اجازه هست نیلوفر زندگیت بشم؟

  10. #20
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    من نه سکوت میکنم نه فال عشق از برم / فقط به تو خیره شدم، من از تو هم ساده ترم / تو خوب میفهمی مرا وقتی پر از بهانه ام / ببین برای ماندنت چقدر عاشقانه ام

    کاش بودم درختی در میان قلب تو، تا وجودم ریشه میکرد از محبت های تو

    چه کرده ای تو با دلم که نبض من صدای توست؟ / چه کرده ای تو با سرم که فکر من هوای توست؟

    تلخی سکوتت من چه بگویم / همان بهتر که از غم ها نگویم / تو کاری کرده ای با بی وفایی / دگر از عشق با کسی نگویم

    لحظه ای پیش آرام صدایت کردم و تو آرام آرام صحن رویاهایم را حریم خود کردی

    عشق را با فکر تو معنا میکنم من / با حضورت قلب خود زیبا میکنم من / گرچه آبی در دلم جاری نبوده / دشت دل با بارش مهر تو دریا میکنم من

    من حسرت دیدار تو دارم به که گویم / از بهر تو من ابر بهارم به که گویم / غیر از تو کسی را به خدا دوست ندارم / از نرگس چشم تو خمارم به که گویم

    گاهی باران همه ی دغدغه اش باغچه نیست / گاهی از غصه ی تنها شدنش میبارد!


    شاید روزی شاخه ی درختی شوم و از پشت پنجره شبانه روز احساست را نگاره گر باشم، اما تو آنقدر چشم به راه دوخته ای که به گمانم چشمک های عاشقانه ی گاه و بیگاه مرا نبینی

صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •