تویی آنکه بهانه ی فردایی / تویی آنکه سراسر عشق و شیدایی / منم آنکه برای تو میمیرم / نفس هم به خیال تو میگیرم
تو بشو یاس قشنگ لحظه های بی قرارم / من میشم زلال بارون تا کنارتو ببارم
برای دوست داشتنت از من دلیل میخواهند، نازنین! چشمانت را قرض میدهی؟
اگه قصر تو واسم جایی نداره، کلبه ی خاکی قلبم قابل تو رو نداره
گل نازم بگو بارون بباره، که چشماتو به یاد من بیاره / تماشای تو زیر قطره ی بارون، چه با من میکنه امشب دوباره
دلم را که مرور میکنم تمامش از آن توست، فقط نقطه ی از آن خودم! روی آن نقظه هم میخ میکوبم و قاب عکس تو را می آویزم
یک سوزن از ابروی تو، با یک نخ از گیسوی تو، آرام میدوزد به هم چشم مرا با روی تو
کنارم هستی اما دلم تنگ میشه هر لحظهخودت میدونی عادت نیست، فقط دوست داشتن محضهفقط تو فکر این عشقم، تو فکر بودن باهممیدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارمروزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارمتو هم مثل من انگار از این دلتنگیا داریتو هم از بس منو میخوایی یجورایی خود آزاری