من نه سکوت میکنم نه فال عشق از برم / فقط به تو خیره شدم، من از تو هم ساده ترم / تو خوب میفهمی مرا وقتی پر از بهانه ام / ببین برای ماندنت چقدر عاشقانه ام

کاش بودم درختی در میان قلب تو، تا وجودم ریشه میکرد از محبت های تو

چه کرده ای تو با دلم که نبض من صدای توست؟ / چه کرده ای تو با سرم که فکر من هوای توست؟

تلخی سکوتت من چه بگویم / همان بهتر که از غم ها نگویم / تو کاری کرده ای با بی وفایی / دگر از عشق با کسی نگویم

لحظه ای پیش آرام صدایت کردم و تو آرام آرام صحن رویاهایم را حریم خود کردی

عشق را با فکر تو معنا میکنم من / با حضورت قلب خود زیبا میکنم من / گرچه آبی در دلم جاری نبوده / دشت دل با بارش مهر تو دریا میکنم من

من حسرت دیدار تو دارم به که گویم / از بهر تو من ابر بهارم به که گویم / غیر از تو کسی را به خدا دوست ندارم / از نرگس چشم تو خمارم به که گویم

گاهی باران همه ی دغدغه اش باغچه نیست / گاهی از غصه ی تنها شدنش میبارد!


شاید روزی شاخه ی درختی شوم و از پشت پنجره شبانه روز احساست را نگاره گر باشم، اما تو آنقدر چشم به راه دوخته ای که به گمانم چشمک های عاشقانه ی گاه و بیگاه مرا نبینی