صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 74

موضوع: یه گونی اس ام اس عاشقانه ...!!!

  1. #31
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    آخرین تماشایت را پلک نخواهم زد مبادا تصویرت در چشمانم آواره گردد

    جانان به بوسه ی مرا یاد کن / این بنده ی جگر ندیده را شاد کن / قبل از بوسه برای محکم کاری / درخواست آمبولانس و امداد کن

    گرچه از فاصله ی ماه ز من دورتری / ولی انگار همینجا و همین دورو بری / ماه می تابد و انگار توی که میخندی / باد میآیدو انگار تویی که میگذری

    میدونی فرق عزیز و دلتنگ چیه؟ دلتنگ کسیه که پیام میده، عزیز کسیه که پیام میخونه

    به حرمت خاطرمون، به دوری فاصلمون / به تنگی رابطمون، دلتنگتم ای مهربون

    با تو غزل ستاره ها نورانیست / دل در نگاه تو، زندانیست / نگذر ز بهار، باغ احساس / چون بی تو تمام لحظه ها بارانیست

    مشترک گرامی ورود شما به قلب فرستنده ی پیام با موفقیت انجام شد، خروج امکانپذیر نمیباشد

    عجب روزگاریه ها، قلب منه، تو سینه ی منه، اما واسه تو می تپه

    میخوام یه بوسه از لبت / تو رویاهام بگیرم / انقدر دوست دارم / که راضیم حتی برات بمیرم

    تو کوچه ی تنگ دلم / رو اون دیوار کاه گلیش / هک میکنم با دست خویش / دوست دارم به انگلیش


    به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد / که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد / لب تو میوه ی ممنوعه ولی لبهام / هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد / خواستند بگویند از تو شبی شاعرها / عاقبت با قلم شرم نوشتند نشد

  2. #32
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    هیچگاه ویترینی نداشته ام تا دلم را در آن به نمایش بگذارم، در قامت یک فروشنده ی دوره گرد عاشق تو شدم، از این روست که تمام خیابان های شهر، عشق مرا میشناسند

    میخوام به سردی شب هام بخندم / میخوام به پوچی فردام بخندم / وقتی میبینمت با دیگرونی / تو اوج گریه هام میخوام بخندم / میخوام داد بزنم تنهای تنهام / میخوام وقتی میگم تنهام بخندم

    شعر سکوتم را در گوش تو خواهم خواند، شب های بلندم را با یاد تو خواهم ماند، ریشه ی عشقم را در قلب تو خواهم کاشت / آن صحبت اول را در خاطره خواهم داشت

    دلتنگم و دیدار تو درمان من است / بی رنگ رخت زمانه زندان من است / بر هیچ تنی مباد و بر هیچ دلی / آنچه از غم هجران تو بر جان من است

    سعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی چون همه از نورت استفاده میکنن ولی اصلا نگاهت نمیکنند! سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن

    چنان عاشق چنان دیوونه حالم، که میخوام از تو از دل بنالم، هنوزم با همین دیوونه حالیم، به رنگم، صادقم، صافم، زلالم

    دلی دارم در آتش خانه کرده، میان شعله ها کاشانه کرده، دلی دارم که از شوق وصالت، وجودم را ز غم ویرانه کرده


    آرزوهاتو یه جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه، خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره چیزی که امروز داری دیروز آرزوشو داشتی

  3. #33
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    ماه را بیشتر از همه دوست میداشتی و حالا ماه هر شب تو را به یاد من می آورد میخواهم فراموشت کنم اما این ماه با هیچ دستمالی از پنجره پاک نمیشود

    صدای قلب نیست، صدای پای تو است که شب ها در سینه ام میدوی، کافیست کمی خسته شوی، کافیست کمی بایستی!!

    دست هایم تو را می بینند، چشمانم لمست میکنند، و لبهایم تو را می بویند، اجزایم گم شده اند! حکایت تنهایی روزهاست که با ماست از خودم جدایم تنها! ما به تو پیوسته!

    عشق یعنی آن نخستین حرفها / عشق یعنی در میان دلتنگی ها / عشق یعنی یاد آن روز نخست / عشق یعنی هر چه در آن یاد توست

    عشق یعنی با تو خواندن از جنون / عشق یعنی سوختنها از درون / عشق یعنی سوختن و ساختن / عشق یعنی عقل و دین را باختن


    روزی اگر نبودم، تنها آرزوی ساده ام این است، زیر لب بگویی: " یادش بخیر "

  4. #34
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    با تو از عشق میگفتم، از پشیمانی و از اینکه فرصتی دوباره هست یا نه؟! در جواب صدای بی وقفه میگفت: دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد!

    برگرد، یادت را جا گذاشتی نمیخواهم عمری به این امید باشم که برای بردنش برمیگردی

    گرچه سکوت بلندترین فریاد عالم است، ولی گوشم دیگر طاقت فریادهای تو را ندارد کمی با من حرف بزن...

    دلتنگ تو امروز شدم تا فردا / فردا شد و باز هم تو گفتی فردا / امروز دلم مانده و یه دنیا حرف / یک هیچ به نفع دل تو تا فردا!

    چیزیم نیست خردو خمیرم فقط همین / کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین / از هر چه هست و نیست گذشتم ولی هنوز / در عمق چشمهای تو گیرم فقط همین

    از این همه احساس یه عالمه حسرت به من دادی و خود در بی نگاهی یک آینه پنهان شدی

    تو تنها کسی هستی که جان را در تو می جویم نمیدانم چه خواهد شد اسیرم در دو راهی / غرورم یک طرف ماند و دل دیوانه ام اینجا، چه میشد بشکنم روزی غرور جنس سنگی را / بگویم عاشقتم هستم بمان با من تو ای زیبا

    گاهی کوچکم میبینی گاهی بزرگنه کوچکم نه بزرگخودت هستی که گاهی دور میشوی و گاهی نزدیک


  5. #35
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    من کلبه ی خوشبختی تو را روزی با گلهای شوقم فرش خواهم کرد و قشنگترین لحظه هایم را به پای ساده ترین دقایق خواهم ریخت تا بدانی عاشق ترین پروانه ات خواهم بود

    با تو از خاطره ها سرشارم / با تو تا آخر شب بیدارم / عشق من دست تو یعنی خورشید / گرمی دست تو را کم دارم

    شب است و در سکوت شب نشسته ام به خاطرت / و دلخوشم به این دلی که بسته ام به خاطرت / ببین چگونه مهربان طلسم کرده ای مرا / که از تمام قبله ها گسسته ام به خاطرت

    عشق یعنی رفتن از شهر بهار / با دو چشم تر، به سوی روزگار / عشق یعنی بی وفایی های یار / عشق یعنی سالها در انتظار

    یه آسمون محبت، یه کوله بار صداقت، یه دشت پر ستاره پر از گلهای لاله برای قلب صافت، هدیه به روی ماهت

    خدا آنروز که دنیا را نهاده / به هر کس هر چه لایق بوده داده / به بلبل ناله ی مستانه داده / به طاووس جعبه شاهانه داده / به جغد هم در خرابه لانه داده / به شیر هم قدرت مردانه داده / به من هم نازنینی چون تو را داده

    سالها پرسیدم از خود کیستم؟ آتشم؟ شورم؟ شرارم؟ چیستم؟ / دیدمش امروز و دانستم اکنون / او به جز من، من بجز او نیستم


    هرگز به دیگران اجازه نده قلم خودخواهی در دست بگیرند، دفتر سرنوشت را ورق زنند، خاطراتت را پاک کنند و در پایانش بنویسند قسمت نبود...

  6. #36
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    میفرستم این پیامک را به دوست / او که صدها خصلت زیبا در اوست / بامرام و با صداقت با ادب / ای پیامک خاک پایش را ببوس

    با تو غزل ستاره ها نورانیست / دل در نگاه تو، زندانیست / نگذر ز بهار، باغ احساس / چون بی تو تمام لحظه ها بارانیست

    در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟ / تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟ / با آنکه ز ما یاد نکردی / ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟

    همیشه آدما وقتی که تنها میشن به همدیگه فکر میکنن، کسی واقعا عاشقه که وقتی همه پیششن، به اونی فکر میکنه که رفیق تنهایی هاشه

    میدونی فرق عزیز و دلتنگ چیه؟ دلتنگ کسیه که پیام میده، عزیز کسیه که پیام میخونه!

    یک اتمسفر با تمام لایه های دوست داشتن، تقدیم تو، تو که اورست معرفتی!

    حکم فراموشیت را آوردند، ولی به یاد " مهربانی هایت " امضا نکردم، با تمام وجودم دوستت دارم

    دم اونایی گرم که تو این قحطی محبت، قلبشون مثل نگاهشون بوی محبت میده

    شاید روزی دوباره کنار خوشبختی ها منتظر آمدنت باشم و تو باز هم دیر کنی

  7. #37
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    نباید یه مو از سرت کم بشه! حق نداری اخم کنی، همیشه باید بخندی! اجازه ناراحت شدن نداری! باید خیلی مواظب خودت باشی فهمیدی؟ حق مریض شدن هم نداری! باشه؟ چون من دوست دارم

    دلم را ساده گیر آورده ای / تو نه مستاجر، اسیر آورده ای / تو تمام رهن قلبت پیش پیش است / نگو بازم که دیر آورده ای

    ای بهار زندگیم، ای امید بودنم / غنچه ی لبهای تو، گرمی شکفتنم / قامت رعنای تو، قبله گاه دیدنم / آن نوای گرم تو، بهترین شنیدنم / کنج آغوش دلت، جاده ی رسیدنم؛ دوستت دارم

    نبض زندگی هنوز میزند، من و تو زنده ایم، بهار در راه است، ستاره چشمک میزند، غنچه ها باز شده اند، مرغ عشق من میخواند، پس چرا ناامیدی؟

    چه کنم دست خودم نیست که عاشق شده ام / روز و شب محو تماشای شقایق شده ام / دیگر از عقربه و ثانیه ها بیزارم / چه کنم مضحکه ی چشم دقایق شده ام

    اگه من دستاتو کم نوازش کردم، در عوض از عکست تو را خواهش کردم / اگه من چشمامو از تو می دزدیدم، تو قلبم عشقو به تو می بخشیدم!


    پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود..و با تعجب به ماهی نگاه میکردبا خود میگفت: سقف قفسش که شکسته پس چرا پرواز نمیکند؟!

  8. #38
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    عشق از ازل و تا ابد خواهد بود / جوینده ی عشق بی عدد خواهد بود / فردا که قیامت آشکار گردد، هر کس که عاشق نیست رد خواهد شد

    بی آشیانه را شوق ماندن نیست، سنگ بز زمین ننداز، من خود پرنده ام

    گر میان هر نگاهی صوت غمگینی شنیدی، یاد کن از قلب بی تابی که هر دم یاد توست

    ما اهل دلیم اشاره را میفهمیم / راز شب پر ستاره را می فهمیم / به پنجره های بسته عادت داریم / به دوست وفادار ارادت داریم

    نخواهم گل که گل بی اعتبار است / تمام عمر گل فصل بهار است / تو را میخواهم من از گلهای عالم / که عطر تو همیشه ماندگار است

    به دریا بزن قایقت میشوم / حقیرم ولی لایقت میشوم / من عاشق شدن را بلد نیستم / تو یادم بده عاشقت میشوم

    بی قرار هیچ قراری نبوده ام مگر قراری که با تو داشتم و هرگز نیامدی!

    سایه روشن های تو بر بوم قلبم جا گرفت... شاهکار من شدی نقاشیم پایان گرفت


    ساعت که زنگ می زند....مدام به این فکر میکنم که تو از ساعت هم کمتری..؟!

  9. #39
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    زمان بر نمیگردد، به عقربه ها دست نزن، زمان بر نمیگردد و تو نمیتوانی دل شکسته را با گذشت زمان پیوند بزنی

    ای عشق از ماندن بگو، در چشم بی تابم بتاب، در چشم بیخوابم بخواب، ای عشق از ماندن بگو...

    خواب دیدمت که آمدی و باز آسمانی از قناری و پرنده های ساحلی به سمت شهر ما کوچ میکنند و من به آن کبوتران شعرهایی از فروغ هدیه میکنم

    بمان، کنارم بمان که هستیم تویی، بمان که شراب مستی این دل شکسته ام تویی؛ بخوان، بخوان مرا که آرامش روحمی مرو که گر روی مرگ وجودمی

    دستم به قلم نمیرود، هر روز تا هزار سال جلو میروم و هر بار، بار هزار سال را به دوش میکشم میدانی، بار دقایق سنگین است، بار رزوها و سال ها سنگین تر و از همه سنگین تر، لحظه ها

    غم هایت را بر روی شن بنویس تا باد آن را با خود ببرد، شادیهایت را بر روی سنگ بنویس تا برای همیشه باقی بماند

    داشتم اشک هایم را روی نامه ای عاشقانه با قطره چکان جعل میکردم، خاطرم آمد شاید دلتنگ خنده هایم باشی، ببخش اگه این روزها عشق با گریستن اثبات میشود!


    تنهایی دریست،دریست به تنهایی من و توتنهایی که فقط تو و مندر آن گنجانده شودتنهایی دریست،دریست به دورسوی بیکران چشمهایتدورسویی سبزبه موج گیسوانت و سبزی چشمانتتنهایی دریست،دریست به زندان غرور منغروری که فقطدر تنهایی خویش با تو گشاده میشود

  10. #40
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی میکنی، نترس! تو برنده ای، چون خدا همیشه دو دستش پره!

    من منتظرت شدم ولی در نزدی / بر زخم دلم گل معطر نزدی / گفتی که اگر شود میآیم اما / مرد این دل آخرش به او سر نزدی

    خوشتر از قالی کرمان غزلی ساخته ام / نخ به نخ زیر قدمهای تو انداخته ام

    در تمنای نگاهت بی قرارم تا بیایی / من ظهور لحظه ها را می شمارم تا بیایی / خاک لایق نیست تا به رویش پا گذاری / در مسیرت جان فشانم گل بکارم تا بیایی

    امروز با غرورت باز هم مرا شکستی / باز ناز و قهر و کینه مهرم ز دل گسستی / دانی که بی تو هیچم ای ماه بی مروت / باشد که بار دیگر قلب مرا شکستی

    بسوزد دلت که سوزاندی دلم را / به ویرانی کشاندی منزلم را / فکندی زیر پا احساس و شعورم را / نکردی رحم، حتی بر غرورم

    شدهه بازیچه قلب صبورم / شکستی عاقبت بال و غرورم / به آسانی گذشتی از کنارم / مثال دفتری کردی مرورم

صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •